کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 31
مقدمه اي براي بهشت دانته بهشت منظومه اي است نمايشي، از اشكالي كه پيوسته در حال گردش كردن و ورود و خروج از صحنه و شكل گيري و از نوع شكل گيري و بالاخره از شكل افتادن است. اين منظومه، مربوطه به صداهايي است كه از ميان شعله هايي كه فاقد شكل و صورت هستند، به صحبت و اظهار عقايدي زيبا مي پردازند و مربوط به حروف و واژگاني است كه در پهنه افلاك بهشتي، به وسيله شعله هايي زنده و در حال حركت، نوشته مي شوند... اين منظومه به شعله هايي مربوط است كه به شكل عقاب مي شوند و نيز آمفي تئاتري عظيم و وسيع كه درون نسترني آسماني در فلك دهم كه عرش اعلي است، ظاهر مي شود. جايي كه ارواح نياكان و رستگاران، در رديف هايي منظم و دقيق حضور به هم رسانده اند. ابهت اين منظومه به گونه اي است كه پس از سپري شدن دو سوم از سرودها و در طول سفر از فلكي به فلك ديگر، مسافر پس از برگرداندن نگاه خود به عقب و به سمت پايين، قادر است زمين را بنگرد و از كوچكي و حقارت آن، مانند خود دانته لبخندي تحقير آميز بزند. با اين حال يك چنين ابهت و وسعتي لايتناهي، احساس تنهايي و انزوا و يا احساس شبيه به (( محروميت)) و صميميت در فرد ايجاد نمي كند. فقط در يكجا است كه چنين حالتي به انسان دست مي دهد: آنهم زمان ورود صميمانه ما، به داخل اين منظومه، كه همچون كارگاه كار، يا دكان آهنگري، يا كارخانه، يا ذهن، يا مغز، يا قلب و بالاخره روح اين خالق و سازنده شعر به نظر مي رسد. در اينجا خواننده دستخوش نوعي نااميدي نيز مي شود كه بخش تلخ و ناراحت كننده اي از پيشگويي غم انگيزي را شكل مي بخشد كه دانته از نياي بزرگوار خويش، كاچياگوئيدا مي شنود... و در اينجاست كه پي مي بريم غروري كه اين بخش واپسين، در
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()